نمیدانم رفتنت را با چه آهنگي بنوازم نمیدانم رفتنت را چگونه پنهان کنم نمیدانم رفتنت را چگونه به دل گويم تا ننالد نميدانم
رفتنت را چگونه باور دل كنم نميدانم
رفتنت را چگونه بنگرم تا گريه نكنم نميدانم
رفتنت را به كه گويم تا آه كشيدنم را باور كند نميدانم
رفتنت را با كدام واژه معنا كنم تا بفهمند نميدانم
رفتنت را چگونه چنگ دل سازم زتنهايي ننوازد نميدانم
رفتنت را چگونه از ابرچشمانم پنهان كنم تا نبارد نميدانم
رفتنت را چگونه يقين دل كنم تا نميرد ......
طراحی و برنامه نویسی
مطالب این وبلاگ می تواند برای عموم افراد مفید باشد.هرگونه برداشت از مطالب آزاد است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۸ ساعت ۱۱:۲۶ ق.ظ توسط شاعر و نویسنده معاصر سیا سالاری ساردوئی(اصغر)
|
خدا اون بالا چشم انداز خوبی واسه دیدن داره
همه چی رو می بینه
اما کاری نمی کنه........
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۲ ساعت ۸:۴۸ ق.ظ توسط شاعر و نویسنده معاصر سیا سالاری ساردوئی(اصغر)
|
این روزها به مردابها می نگرم
با مردابها حرف می زنم درد دل می کنم
آهنگ رعب برانگیز آنها سازمن و ناله ام آواز مردابها
شما هم سوی مردابها آیید
شاید مرا یابید
شاید خفته باشم شایدم مرده باشم
شاید..............
بعد مرگم مرا نامی بنامید
تا باشد بیانگر دردهایم
توصیف تنهاییم همچو مردابها
گوییدم پسرکی تنها
نامیدم Siya
شاعر مردابها.........
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ ساعت ۱۰:۲۲ ق.ظ توسط شاعر و نویسنده معاصر سیا سالاری ساردوئی(اصغر)
|
تا تصميمي گرفته نشود تغييري رخ نمي دهد ، بزرگان زاده نمي شوند ، بلكه ساخته مي شوند